شرطِ موفقیت در پساجنگ
او با توجه به این مهم که ما مردم ایران، از نظر فرهنگی احساساتی هستیم و بههمینخاطر با شوری ویژه در عرصههای خاص حضور مییابیم، اظهار کرد: وقتی حادثهای رخ میدهد و سیلی یا زلزلهای یا بحرانی رخ میدهد، مثلاً اگر به خون نیاز باشد، مردم صفهای کیلومتری میکشند و با حضور خود یا اهدای کمک بهشدت پشتیبانی میکنند. اما غالباً این شور نهادینه نشده و به شعور تبدیل نمیشود و وقتی از فراخوان کمکها میگذرد و از آن اوج بحران میگذرد، همهچیز مشمول فراموشی میشود و برای مثال کسی سراغی از آن حادثهدیدگان و نیازهای مادی و روحی بعدیشان نمیگیرد. این ویژگی ماست که وقتی سرد میشویم دیگر شدت و حدت اولیه را نداریم.
این استاد دانشگاه در ادامه دربارۀ لزوم تداوم شور و شعور در دوران پساجنگ افزود: دربارۀ بازسازی پس از جنگ، باید خاطرمان باشد که تحت تأثیر این اتفاق که همهمان واکنش سریع نشان میدهیم و به حمایت از ایران و هموطنان خود برخاستیم، این همت و حمیت و غیرت را در درازمدت از دست ندهیم.

الستی ادامه داد: پس در بازسازی باید مد نظر داشته باشیم که وقتی مردم در آن موقع حساس، بههنگام به هیجان آمدند و همدل و همگرا شدند، باید که در حمایت از همدیگر، برای دوران بازسازی نیز در کنار هم باشیم و عقلانیت را با احساسات پیوند زنیم تا شانهبهشانه عمل کنند.
این استاد علوم ارتباطات اجتماعی گفت: در این دوران دیدیم که پناهگاهی وجود نداشت یا آژیر خطری نبود. پس باید بدانیم در شهرها به تناسب وسعت و جمعیت پناهگاههای محکم و مطمئن بسازیم و تجربۀ حاصلشده از جنگ را نهادینه کنیم. همچنین لازم است در بازسازی اجتماعی، همانطور که در جنگ همراه هم بودیم، در صلح نیز هم همدل و همرنگ باشیم و با وجود علایق و سلایق مختلف و متفاوت، بازسازی معنوی و روحی را هم پیش ببریم و فراموش نکنیم که در تعامل و حفاظ وحدت ملی، میتوانیم بازسازی را سامان دهیم.