سهم دهکهای بالا از یارانه گاز چقدر است؟
به گزارش آتیهآنلاین، اگرچه بسیاری از افراد حمایت دولت از شهروندان را محدود به یارانههای نقدی میدانند اما در واقع یارانههای متعددی از سوی دولت پرداخت میشود که یکی از مهمترین موارد مربوط به انرژی میشود.
همان طور که در این سالها بحث لزوم توزیع عادلانه یارانه بنزین مطرح بوده در حوزههای دیگری مانند آب، برق و گاز نیز این موضوع جای بررسی دارد.
کارشناسان وزارت رفاه در یکی از پژوهشهای خود به بررسی توزیع رفاهی یارانه گاز خانگی در کشور پرداختهاند که نتایج این مطالعه نتایج جالبی را به همراه داشته است.
اینک کشور در حوزههای مختلف از جمله انرژی و گاز با بحران ناترازی مواجه است، اما همچنان بخش قابل توجهی از مصرف که مربوط به بخش خانگی است با استاندارد مصرف جهانی فاصله دارد که بخشی از این امر به عدم فرهنگسازی درباره الگوی مصرف و بخش دیگری به تجهیزات مورد مصرف باز میگردد.
مصرف گاز ایران در قیاس با کشورهای مختلف
مصرف سرانه گاز خانگی ایران همرده کشـــورهای مرفه و سردســـیر اســـت. درواقع با توجه به اطلاعات موجود در ترازنامه انرژی و پایـــگاه داده آژانـــس بین المللـــی انـــرژی ( IEA ) مصرف ســـرانه انـــرژی خانگی ایران نزدیک به ســـرانه انـــرژی کشـــورهایی همچون فنلانـــد، کانادا، آمریـــکا، نروژ و لوکزامبورگ اســـت که کشـــورهای با درآمد ســـرانه بســـیار بالا و درعین حال سردســـیر به شـــمار می رونـــد. در قیاس با کشـــورهای منطقه نیـــز ایران بالاترین مصرف ســـرانه انرژی خانگی را به ثبت رســـانده اســـت.
قیـاس الگـوی مصـرف خانگـی ایران با سـایر کشـورها گویای آن است که سـرانه مصـرف انـرژی خانگی ایران در سـال ۱۳۹۸ (معادل با ۲۰۱۹ میلادی) برابر بـا ۳۳.۱ پتاژول به ازای هـر میلیـون نفـر بـوده اسـت. بدیـن ترتیـب، ایران در کنار کشـورهای بسـیار سـرد و مرفه دنیـا و در بالاترین سـطح از سـرانه مصرف خانگی بین کشـورهای دنیا قرار گرفته اسـت. از جمله کشـورهایی که سـرانه نزدیکی به ایران دارند، می توان بـه فنلانـد، کانـادا، آمریـکا، نـروژ و لوکزامبـورگ اشـاره کـرد، کـه کشـورهایی بسـیار مرفـه و بسـیار سـرد در دنیـا محسـوب میشـوند. در قیـاس بـا کشـورهای منطقـه، سـرانه ایـران ۱.۲ برابـر قطـر، ۱.۳ برابـر کویـت، ۱.۹ برابـر امارات متحـده عربی، ۲.۲برابر عربسـتان سـعودی، ۲.۳ برابر گرجسـتان، ۲.۳ برابر آذربایجان، ۳ برابر ترکیه و نهایتا ۳.۹ برابر پاکسـتان اسـت. بدین ترتیب سـرانه مصرف انرژی خانگی در ایران، از تمام کشـورهای منطقه، تمام کشـورهای مسـلمان مطرح در جهان و تمام کشورهای همسایه (به جز روسیه) بالاتر است.
تاثیر وضعیت رفاهی بر مصرف گاز مشترکان خانگی
یکی از عوامل تأثیرگذار بر مصرف گاز خانگی سطح رفاه مشترکان تلقی میشود، اما درواقع در بررسی صورت گرفته در هر اقلیم رابطه عمومی رفاه و مصرف گاز استنباط نمیشود و در بین طبقه مرفه و محروم جامعه این ارتباط متفاوت است.
تحقیقات صورت گرفته در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گویای آن است که بررسی الگوی رفاهی-مصرفی به تفکیک هر اقلیم نشان دهنده آن است که در اقلیم ۱ و ۲ که سردترین اقلیمهای کشور هستند تقریبا فاصله معناداری میان سطح رفاه و مصرف سرانه مشترکان گاز مشاهده نمیشود. رابطه مثبت رفاه با مصرف سرانه، بیشتر در مشترکانی مشاهده میشود که در اقلیم ۳ سکونت دارند. این اقلیم که معتدلترین اقلیم کشور است، بیش از نیمی مشترکان را داراست و شامل بخشهای بزرگی از استانهای تهران، اصفهان، گیلان، گلستان، مازندران، یزد و کرمان میشود. در این اقلیم ارتباط مثبت و معناداری بین رفاه و مصرف سرانه گاز در دهکهای بالایی جامعه مشاهده میشود به نحوی که می توان گفت از دهک رفاهی ۷ به بعد، به ازای هر یک دهک مصرف گاز ۱۱۳ متر مکعب افزایش مییابد، درصورتی که مصرف سرانه گاز خانگی تقریبا بر مصرف سرانه مشترکانی که دهک رفاهی آنها کمتر از ۷ است تأثیر چندانی ندارد.
در اقلیم های ۴ و ۵ که اقلیمهای گرم کشور محسوب میشوند، ارتباط رفاه با مصرف سرانه منفی است. به عبارت دیگر با افزایش سطح رفاه در این اقلیمها مصرف سرانه مشترکان کاهش مییابد. شاید در نگاه اول چنین پدیده ای عجیب به نظر برسد ولی دلیل این رابطه منفی را می توان در وسایلی که این مشترکان برای گرمایش خود استفاده میکنند، جستجو کرد. به عبارتی افراد مرفه ساکن در این مناطق از کولرگازی عمدتا برای سرمایش استفاده میکنند که جوابگوی نیاز آنها برای گرمایش در فصول سرد سال نیز هست.
نکته جالب دیگری که از دل این تحقیق به دست آمده آن که در مورد مصرف گاز خانگی قشر مرفه و دهکهای برخوردار ســـهم کوچکی از گاز کشـــور را مصـــرف میکنند. به طور مشـــخص افرادی که در پلههای ۱۰، ۱۱ و ۱۲ مصرف قرار دارند ۴.۶ درصد از مشـــترکان گاز را تشـــکیل داده و تقریبا ۱۰ درصد گاز کشور را مصرف میکنند که تقریبا معادل مصرف پله ۷ به تنهایی اســـت.
اگرچه اصــلـاح الگوی مصرف گروه می توانـــد در کوتاه مدت منجر به کاهش مشـــکل ناتـــرازی مصرف انرژی شـــود ولی برای حل اساســـی مشـــکل ناترازی، اصـــلاح در الگوی مصـــرف عموم مردم می بایســـت در اولویت قـــرار گیرد. به بیـــان بهتـــر، عمده گاز طبیعـــی مصرفی در بخش خانگی توســـط پرمصرفترین پلهها مصرف نمیشـــود و نمی تـــوان نابهینگـــی مصرف انرژی خانگـــی را صرفا به مرفهین جامعه نسبت داد. در نتیجه میتوان گفت عمده گاز طبیعی کشـــور توســـط طیف وســـیعی از مردم به مصرف می رســـد. البته این مهم هرگز از اهمیـــت اصلاح الگوی مصرف مشـــترکین ِ پرمصرف مرفـــه نمیکاهد و با اصلاح و نرمالســـازی فقط ایـــن بخـــش کوچک از جامعـــه، می توان ۴ تا ۵ درصـــد در مصرف گاز خانگی صرفه جویی کرده و رشـــد دو تا ســـه ســـال مصرف گاز خانگی کشـــور را به صفر رســـاند. به شکل مشـــخص با اصلاح رفتار و الگوی مصرف مشـــترکین پله ۱۲که جمعیتی معادل ۱.۶۵ درصد از مشـــترکین کشـــور را دارند، می توان رشـــد ۱ تا ۲ســـال مصرف گاز خانگی کشـــور را به صفر رســـاند. بدین ترتیب اصلاح الگـــوی مصرف قشر مرفـــه می توانـــد اثرات مشـــهود و محدودی خصوصا در کوتاه مدت داشـــته باشـــد، ولـــی همان طور که پیشتر نیز مطرح شـــد برطرف کردن مشـــکل ناتـــرازی تولید و مصرف گاز در بلندمـــدت، نیازمند اصلاح الگوی مصرف به صورت عمومی است.
سهم خانههای خالی در تخصیص یارانه انرژی
بـــا توجه به دادههای شـــرکت ملی گاز تقریبا دو میلیون و ۵۷۵ هزار واحد مســـکونی خالی در کشـــور شناســـایی شـــدهاند. که البته می تـــوان این تعـــداد حداقل تعداد واحدهای مســـکونی خالی در کشـــور اســـت، زیرا واحدهای مســـکونی خالی ای که کنتـــور مجـــزا ندارند با توجه به دادههای شـــرکت ملی گاز قابل شناســـایی نیســـتند. وجـــود واحدهای خالی در مجاورت با واحدهای مســـکونی که از کنتورهای مشـــترک اســـتفاده میکنند موجب میشود تخفیف ناخواســـته ای به همســـایگان این واحدهـــای خالی داده شـــود. به عبارتی می تـــوان گفت یارانه مضاعفـــی به همســـایگان خانه های خالی که از کنتور مشـــترک اســـتفاده می کنند، تخصیـــص می یابد. در بررســـی های انجام شـــده توزیع واحدهای مســـکونی خالـــی از نظر رفاهی یکنواخت اســـت به نحوی که نمی تـــوان گفـــت واحدهای مســـکونی خالـــی در مناطق مرفه نشـــین بیشـــتر یا کمتر اســـت ولی توزیع واحدهـــای مســـکونی دارای کنتـــور مشـــترک اینگونه نیســـت. درواقع تقریبـــا ۲۶ درصد از واحدهای مســـکونی کشور از کنتور مشـــترک اســـتفاده می کنند که عمدتا این واحدها در اســـتانهای تهران، قم و البرز متمرکز هســـتند به نحوی که ۵۳.۴۸ درصد از واحدهای مســـکونی تهران، ۴۵.۴ درصد از واحدهای مسکونی قم و ۳۹.۱۱ درصد از واحدهای مســـکونی اســـتان البرز از کنتورهای مشترک استفاده میکنند. توزیـــع رفاهـــی کنتورهای مشـــترک نیز نمایانگـــر تمرکز بالای واحدهای مســـکونی با کنتور مشـــترک در مناطق مرفه نشـــین اســـت. بنابراین با توجـــه به توزیع یکنواخـــت واحدهای مســـکونی خالی می توان گفـــت مرفهین ســـهم بیشـــتری از یارانه ای که به خانه های خالـــی تعلق می گیرد را دریافـــت می کنند. از این رو، الزام مشـــترکین به تفکیک کنتورها اصابت بیشـــتری به مرفهین جامعه داشـــته و علاوه بر اینکه از این تخفیف ناخواســـته جلوگیـــری می کند می تواند بـــه مدیریت تقاضا نیـــز کمک کند. زیـــرا واحدهایی که از کنتور مشـــترک اســـتفاده می کننـــد در برابر افزایـــش تعرفه ها انگیزه کمتری بـــرای صرفه جویی مصرف دارند.