دافعهام برای اهل ربا و رانت و دزدی است و به این مفتخرم
تلاشگر برای اجتماع
در آغاز این برنامه که اجرای آن را «علی دهباشی»، مدیر مجلۀ بخارا برعهده داشت، «شجاع احمدوند»، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی سخن گفت و فرشاد مؤمنی را از لحاظ معیار اخلاقی، در دوگانۀ کوشنده برای منافع شخصی یا منافع همگانی، در سوی منافع همگانی؛ از نظر روش علمی، در دوگانۀ تأییدگرا یا ابطالگرا، در جهت ابطالگرا؛ از منظر رویکرد علمی، در دوگانۀ انتزاعگرایی و دانش کاربردی، در جانب دانش کاربردی و از دیدگاه قلمرو علمی، در دوگانۀ محصور در آکادمی یا در قالب مسئولیت اجتماعی، در طرف تلاشگر برای اجتماع توصیفاش کرد.
روحیۀ همچنان پرسشگری و انتقادی
سخنران بعد، «سیدمحمدرضا بهشتی»، استاد فلسفۀ دانشگاه تهران بود که آشنایی خود با فرشاد مؤمنی را به دهۀ پنجاه عقب برد و گفت: او در آن زمان دانشجوی لیسانس اقتصاد دانشگاه ملی بود و در جلساتی که چهارشنبهها در منزل شهید بهشتی برگزار میشد، بههمراه شهید حسن اجارهدار میدیدماش. از همان دانشجویی در کار علمی جستوجوگر و پیگیر بود و هرجا فکر میکرد دستاورد علمی دارد، حاضر بود. همچنین از همان زمان اهل فعالیت اجتماعی بود و هرجا فکر میکرد میتواند مؤثر باشد، حاضر بود. در سالهای منتهی به انقلاب، بیادعا و با جدیت نقش فعالی برعهده داشت.
او افزود: پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، مسئولیت شاخۀ دانشآموزی را برعهده داشت و از همان زمان با نسل جوان گره خورد و این رابطه را تا اکنون حفظ کرد و در او ماندگار شد. همچنین مجلۀ عروةالوثقی را که ارگان شاخۀ دانشآموزی بود، سردبیری میکرد. همزمان با روزنامۀ جمهوری اسلامی همکاری میکرد و در همان زمان به دفتر سیاسی حزب تحت مدیریت میرحسین موسوی پیوست و بخش اقتصادی دفتر را اداره میکرد.
بهشتی گفت: با پایان کار حزب، مدتی مسئولیت نشر آثار دکتر بهشتی را پذیرفت. اما فصل جدید زندگی او آشنایی با میرمصطفی عالینسب بود که در جامعه کمتر شناخته شده و الگویی ارزنده و بهغایت ایراندوست بود و ادامۀ تحصیل مؤمنی و اندوختۀ نظری او مرهون آن مرحوم بود. این استاد فلسفه در پایان تأکید کرد: مؤمنی هیچگاه در این سالها دچار خمودگی و جمود نشده و همچنان روحیۀ پرسشگری و انتقادی نیمقرن پیش را دارد.
بیمیلی به نفعِ شخصی و کسبِ منصب
«حسین نمازی»، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولتهای دوم، سوم و هفتم یکی از مهمترین خصایص بارز فرشاد مؤمنی را لینت گفتار و نقّادی او دانست و گفت: سابقۀ او نشان میدهد هیچگاه بهدنبال نفع شخصی و کسب منصب نبوده است.
تکریم فرهیختگی و نقّادی
در ادامه «حسین عابدی جعفری»، وزیر بازرگانی در دولتهای سوم و چهارم سخن گفت و نام فرشاد مؤمنی را مترادف با شهید بهشتی، میرمصطفی عالینسب و میرحسین موسوی توصیف کرد و افزود: این بزرگان به ترتیب در هدایت دینی و تشکیلاتی نظام، سیاستگذاری اقتصاد ملی و مدیریت اجرایی کشور در سختترین شرایط سهیم بودهاند و ایشان با آنان از نزدیک مأنوس بوده و از محضر این بزرگواران بسیار آموخته و خود را مدیون آنان میداند.
این اقتصاددان ادامه داد: فصل نخست زندگی او دهۀ نخست انقلاب است و در تاریخ این سرزمین ماندگار خواهد ماند که ویژگیهای این دوره همانا پاکزیستی بینظیر کارگزاران، حمایت جانانه از تولید ملی، تأمین شرافتمندانۀ معیشت مردم، حفظ متغیرهای کلان اقتصادی و جذب حداکثر اعتماد مردم و سرمایههای اجتماعی بود.
استادیار دانشکدۀ مدیریت دانشگاه تهران اظهار کرد: پس از پایان این دوران چون حفظ آن مؤلفهها احساس میشد و مؤمنی نیز این دغدغه و نگرانی را داشت که این میراث ملی و اسلامی را حفظ کند، نهادی را شکل داد تا این اندیشه و اجرا را حفظ کند و مؤسسۀ مطالعات دین و اقتصاد بنیان گذاشته شد و نگرش نهادگرایی ایشان ظرف و ظرفیتی برای این رسالت در سال ١٣٧٨ بود.
نمازی در پایان گفت: اگر مؤمنی را بهعنوان یک فرهیخته تکریم میکنیم، فرهیختگی را تکریم میکنیم و اگر شجاعتاش در انتقاد را یاد میکنیم، نقادی را سپاس میگوییم.
چشمِ نگرانِ ایران
«حجتالله میرزایی»، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری در ادامه برای حاضران صحبت کرد و خود را دانشجوی مستقیم و غیرمستقیم فرشاد مؤمنی در ٣٢ سال گذشته دانست و دربارۀ او تشریح کرد: همکاری هم در گروه توسعۀ دانشگاه علامه طباطبایی و هم چند نمایشگاه و نشست که بعضاً به رویدادهای پردامنۀ ملی تبدیل شد، ازجملۀ این سوابق است.
او ادامه داد: مؤمنی چشم نگران ایران و پرچمدار توسعه و سربلندی و میراثدار امیرحسین جهانبگلو و حسین تمدن جهرمی و شهید بهشتی و محمدرضا حکیمی است و تجسم انسانی عزت و شرافت و آزادگی را باید در او جستوجو کرد. او در پنجدهه تکاپوی علمی و دانشگاهی و تسلط بر فنون پژوهش و ارتباطات گسترده، بسیاری از فعالیتهای پژوهشی منتج به کسب درآمد را بر خود حرام کرد، پی نام و نان نرفت و کوشید ذرهای بر ارزیابی او تأثیر نگذارد و مهمترین نمایندۀ اقتصاد انتقادی باقی ماند.
استادیار گروه برنامهریزی و توسعۀ اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: این معلم کمنظیر و کنشگر پرتأثیر، هیچگاه محبوبیتی نزد هیچ دولتی نداشته است. در اقتصاد زانتی که اقتصاددانانی را میپسندند که توجیهگر این مناسبات کمکارکرد هستند یا پاسخهای آسان به مسائل کشور ارائه میکنند، او هیچگاه چنین نبوده است. نقد مشفقانه و با صراحت روش اوست؛ مشاوری امین و راهنمایی معتمد و آموزگاری بینظیر در مشی و مرام که بیش از آنکه دعوت سیاستمداران را نمیپذیرد، در هر دعوت دانشجویی را بیهیچ اجر و مزدی و با سبکبالی حاضر میشود و داوری فیصلهبخش در منازعات دانشجویی است.
او گفت: مؤمنی اقتصادانی مثالزدنی و استراتژیست توسعۀ ملی به معنای دقیق کلمه است که تمرکز بلندمدت بر مطالعات توسعه همۀ اهتمام او در چهاردهۀ اخیر بوده است. او روزآمدترین و پرخوانترین و عمیقترین اقتصادان توسعه در ایران است و دغدغه و نگرانی همیشگیاش چرایی توسعهنیافتگی ایران بوده است چنانکه اخیراً به تلخی از ایشان شنیدم که توسعۀ ایران را دستنیافتنی دانست.
مبارزه با نابرابری
و بعد، «محمدرضا واعظ مهدوی»، مدیرعامل پیشین صندوق بیمۀ اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر سخن گفت: مؤمنی را از قبل از انقلاب و دانشگاه ملی میشناسم که او و یاراناش مبارزات دانشجویی در آن دانشگاه را ساماندهی کردند. حضور در جلسات چهارشنبههای شهید بهشتی برای اندیشۀ محوری انقلاب اثرگذار بود و بهشتی یک معیار بود. انتخاب او بهعنوان یک الگو یک استراتژی بود که مؤمنی انتخاب کرد. سپس برای نشان دادن جریان اصیل و هدایتگر و مردمگرای انقلاب بسیار کوشید و با پدیدۀ نابرابری مبارزه کرد زیرا میرمصطفی عالینسب راهنمای اصلیاش بود.
تنها در پی منافعِ ملی
آخرین خطیب این برنامه، «محسن رنانی»، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان بود که توسعه را استمرار نهادهای انباشتگر توصیف کرد و گفت: فرشاد مؤمنی در مؤسسۀ دین و اقتصاد، ٣٠ سال جلسات پنجشنبهها را مستمر نگه داشت و نقد کرد و خسته نشد. او ٣٠ سال گفت و گوش نکردند و باز گفت و در بعضی میدانها یکتنه ایستاد و در مرز دانش عمیق ماند. او وسیع بود و تنها و سربهزیر و سخت و البته هیچگاه پروژهمند و بهدنبال کسب پست نبود.
این اقتصاددان اضافه کرد: او در تمام این سالها یک پرچم را نگه داشت و آن، منافع ملی است. تمام آنچه را در هدفمندسازی یارانهها رخ داد، مؤمنی پیشبینی کرد و هشدار داد. او خود را وقف خواندن و گفتوگو با دانشجویان و دانشمندان کرد. پدیدهای که تنها در پی منافع ملی است و در کسوت معلمی و با روحیۀ تحکمی، برایش فرقی نمیکند مخاطباش کیست و چون چنین است هیچکس بیش از یک جلسه با او صحبت نمیکند. امیدوارم دلسوز ایران باشد و بماند.
بسطدهندۀ ادبیات توسعه در ایران
در پایان، «فرشاد مؤمنی» با دوستان، شاگردان و دوستداران خود سخن گفت. خود را وامدار بیشمار معلم دانست که از شرافت و حریت آنان تأثیر پذیرفت و افزود: من فرزند نسلی هستم که به حقوق اجتماعی نسبت به مسائل شخصی اولویت قائل بودند تا جامعه و مردم با عزت زندگی و امید به آینده را در خود حفظ کنند. بیتردید همه آن آموزگاران بر من حق دارند اما بهشتی، شریعتی، عالینسب و جهانبگلو بیشتر است.
این استاد گروه برنامهریزی و توسعۀ اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: من این رشته در دانشگاه را آگاهانه و از دل تجربۀ حزب جمهوری اسلامی و نخستوزیری انتخاب کردم. چون فهمیدم اندیشههایی که ثمربخش هستند تُنُک هستند و مناسبات رانتی برای اکثریت جامعه شرّ میسازد و تلاش کردم بسطدهندۀ ادبیات توسعه در ایران باشم.

مدیر مؤسسۀ مطالعات دین و اقتصاد گفت: من در شکستها ناکافی بودن توانمان را استنتاج میکنم و نجات ایران را در این بینش و نگرش میدانم و بر این عقیدهام که باید به راهمان ایمان داشته و خستگیناپذیر باشیم و از این بابت مأیوس نیستم. وقتی با مقامی صحبت میکنم بیتعارف و مماشات صحبت میکنم زیرا خانوادههای فروپاشیده از سیاست تورمزا و اشتغالزدا را میبینم. دافعهام برای اهل ربا و رانت و دزدی است و به این مفتخرم. چون نزد اصحاب قدرت باید طوری سخن گفت که مثل فلز گداخته سرخ و سرافکنده شوند. اما با خود عهد کردم در مواجهه با دانشجویان عامل یأس هیچ دانشجویی از هیچ مشربی نشوم و تعهد کردم از دانش برای پر کردن جیبام استفاده نکنم. کشور ما در شرایط پرمخاطرهای است و محصول ناتوانی و فساد برعهدۀ ناشایستگانی است که مسئولیت پذیرفتهاند و نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که میتوان کمهزینهتر کشور را اداره کرد.
او در آخر تأکید کرد که هیچگاه خیر شخصی را فارغ از خیر عمومی نخواسته است.
عکسها: پریا فتحی